تبلیغات
دانشجویان مدیریت بازرگانی دانشگاه لرستان ورودی 91 - ......
دانشجویان مدیریت بازرگانی دانشگاه لرستان ورودی 91
بخند تا دنیا به روت بخنده
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
درباره وبلاگ



وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعالَمین


*************************

و همانا نزدیک است کافران هنگامی که قرآن را می‌شنوند، با [نگاه‌ها و] چشم‌هایشان تو را به زمین بزنند و می‌گویند: او مجنون است؛ حال آن‌که قرآن [یا پیامبر]جز اندرزی برای جهانیان نیست.





mehdimoradi7mir@yahoo.com
mehdimoradi7mir@gmail.com


مدیر وبلاگ : مهدی مرادی
آیا شما هم نیمکت...دارید ؟

روزی لویی شانزدهم در محوطه ی کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی را کنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛
از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی ؟
سرباز دستپاچه جواب داد :
قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم !

لویی ، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست ؟
افسر گفت قربان افسر قبلی نقشه ی قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده
من هم به همان روال کار را ادامه دادم !

مادر لویی او را صدا زد و گفت :
من علت را میدانم ،
زمانی که تو 3 سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود...!
و از آن روز 41 سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند !

فلسفه ی عمل تمام شده ،
ولی عمل فاقد منطق هنوز ادامه دارد !

روزانه چه کارهای بیهوده ای را انجام می دهیم ، بی آنکه بدانیم چرا ؟

آیا شما هم این نیمکت را در تغذیه خود ،
روان خود ،
خانواده خود ،
اعتقادات دینی خود
و جامعه خود مشاهده میکنید...؟؟

امروز و هرروزتان پر از آگاهی و بینش!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 4 آذر 1393
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:59 ق.ظ
I am really thankful to the holder of this web site who has shared this fantastic piece of writing at
at this place.
/post/926#commentlist
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:04 ب.ظ
Today, I went to the beachfront with my kids.
I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She placed the
shell to her ear and screamed. There was
a hermit crab inside and it pinched her ear. She never wants to go back!
LoL I know this is completely off topic but I had to tell someone!
/post/926#commentlist
دوشنبه 14 فروردین 1396 07:12 ب.ظ
Inspiring quest there. What happened after? Take care!
/post/926#commentlist
پنجشنبه 20 آذر 1393 10:47 ب.ظ
کمی زودبود ولی دعایت گرفت پیر شدم مادربزرگ
. زهرا وطن دوستممنون ازحضورتون
/post/926#commentlist
سه شنبه 4 آذر 1393 12:02 ب.ظ
عالی بود
. زهرا وطن دوستممنون گلم
/post/926#commentlist
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوند روزانه
Online User
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Click Here To Navigate