تبلیغات
دانشجویان مدیریت بازرگانی دانشگاه لرستان ورودی 91 - مطالب شعر
دانشجویان مدیریت بازرگانی دانشگاه لرستان ورودی 91
بخند تا دنیا به روت بخنده
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
درباره وبلاگ



وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعالَمین


*************************

و همانا نزدیک است کافران هنگامی که قرآن را می‌شنوند، با [نگاه‌ها و] چشم‌هایشان تو را به زمین بزنند و می‌گویند: او مجنون است؛ حال آن‌که قرآن [یا پیامبر]جز اندرزی برای جهانیان نیست.





mehdimoradi7mir@yahoo.com
mehdimoradi7mir@gmail.com


مدیر وبلاگ : مهدی مرادی




پیک مجروح تو شرمنده ات آقا شده است

یار آواره ات ای یار چه تنها شده است

عرق شرم من و اشک دو چشمان من است

اگر این شهر شبیه شب دریا شده است

تا که خاکی نشده معجر زینب برگرد

که برای حَرمت کوفیه مهیا شده است

خبرت آمده و دست به کارند همه

شهر آذین شده بازار چه غوغا شده است

سنگ ها دست به دست از همه جا جمع شده

پای خاکستر و آتش همه جا وا شده است

کوچه هایش چقدر مثل مدینه تنگ است

وای هر کوچه پر از روضه زهرا شده است

شیرخواران پس از این خواب ندارند که با

تیر چون نیزه ی خود حرمله پیدا شده است

از همان روز که دیدند چه دارد با خود

حرف شش ماهه زدن بر نوک نی ها شده است

من از آن کعب نی و هلهله ها فهمیدم

که از امروز سر طفل تو دعوا شده است

گوشواره، گل سر، چارقد و گهواره

رسم سوغاتی نا مردم اینجا شده است

گرمی مجلس نامحرم بی پروایش

خنده بر بی کسی دختر نوپا شده است

هیزم آورده بریزد به تنورش خولی

در تنوری که به امید تو بر پا شده است

آه برگرد که در بین حرامی هایش

سند سوختن دخترت امضا شده است

"علی ناظمی"





نوع مطلب : همکلاسی، شعر، مذهبی، عکس، 
برچسب ها : عکس، محرم، عکس نوشته، نداری غلامی به تنهایی من، کربلا، مذهبی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 7 آبان 1393
http://www.iran-newspaper.com/content/newspaper/Version5677/0/Page24/Block19250/newspaperb_19250.jpg 
نگاره روزنامه ایران3تیر1393




نوع مطلب : شعر، تلخ، عکس، 
برچسب ها : روزنامه ایران، صفحه آخر، اردشیر رستمی، طاهره عبدالحنان، عراق داعش، ماه میگیرد، پیرترین زن قبیله،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 تیر 1393


ولادت حضرت علی(ع) و روز پدر مبارک باد

تا در ره عشق مبتلای تو شدم
بیگانه ز خویش و آشنای تو شدم

هر جا که روم باز به بامت آیم
من کهنه کبوتر هوای تو شدم

ولادت حضرت علی(ع) ، روز پدر و مخصوصا روز مرد! مبارک باد


تا صورت و پیونـــــد جهـــان بود علی بود

تا نقش زمیـــن بود و زمان بود علی بود


شاهی که ولی بود و وصی بود علــــی بود

سلطان سخـــا و کرم و جـــود علی بود


مسجـــــــود ملایک که شد آدم زعلی شـــد

آدم چـو یکی قبلــــه و معبـــــود علی بود


آن معنی قرآن که خــــــدا در همــــه قرآن

کردش صفت عصمت و بستــود علی بود


جبــــــریل که آمــــــد ز بر خالق یکتــــــا

در پیش محمـــد شد و مقصـــود علی بود


آن قلعه گشـــــــــا که در قلعـــه ی خیــــبر

برکند به یک حملـــه و بگشـــود علی بود


عیسی به وجود امد و فی الحال سخن گفت

آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود


چنــــــــدان که در آفاق نظــر کردم و دیدم

از روی یقین در همه موجـــــود علی بود


این کفـــــر نباشد سخــــن کفر نه این است

تــا هست علــــی باشد و تا بــود علی بود


سِـــر دو جهان جمله ز پیــــــدا و ز پنهان

شمــــــس الحق تبریز که بنمـــودعلی بود






نوع مطلب : شعر، مذهبی، عکس، 
برچسب ها : روز مرد، روزپدر، تولدحضرت علی، مبارک، علی بود،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 23 اردیبهشت 1393
پوتین‌های واکس نخورده‌ات سرباز
 توبیخ ندارد
که تو امروز چارزانو و مشت به پشت
در بندی...

.

.

.



http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/386/1157699/5555555555555555555.jpg

سربازهای جمعه تعطیلن، مرز قفس رو به همه بازه
رو خط آتش منجمد می شیم، این جنگُ آخر عشق می بازه

چشمای غربت رو به این معبر، هر شب مسافرهاشُ می شناسه
هرگز نمی ره رنگ خونی که، رو دست یک جلاد می ماسه

رو خاکریز خاطراتی که، سرریزه از بی رحمی و کینه
همسنگرت از پشت با خنجر، قلبت رُ در می یاره از سینه

امروز مرگ و زندگی حتی، دیگه به جون هم نمی یفتن
فردای برزخ وار این قصه، می ترسه از تکرار گل گفتن

ما هر چی راهه امتحان کردیم، دنیا هنوزم رو به تجدیده
باید نشست و دید این تقدیر، دیگه چه خوابی واسه ما دیده

...پوریا ربیعی...




نوع مطلب : شعر، تلخ، عکس، 
برچسب ها : سرباز، تلخ، گروگان، شعر، پوتین، خون، مرز،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 اسفند 1392

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/386/1157699/kkkkkkkkkk.jpg


یا ما نمی فهمیم یا این ها نمی فهمند

دیوانه ها چیزی از این دنیا نمی فهمند

مانند جمع دانش آموزان مردادی

بر تخته ها زُل می زنند اما نمی فهمند

مردم که حسی بیشتر از خنده ای بی روح

از بغض سنگین مونالیزا نمی فهمند

نوزادهاشان شیر را با خنده می نوشند

زود است اما از همین حالا نمی فهمند!

لعنت بر این تاریخ بی تاریخ آدم ها

وقتی همه "ما"یند و هیچ از "ما" نمی فهمند

مرداب ها همواره در یک خلوت موهوم

جان می دهند و چیزی از دریا نمی فهمند

باید به رسم الخط خنده شعر بنویسیم

این ها زبان گریه ی ما را نمی فهمند

"حامد بهاروند"






نوع مطلب : تلخ، شعر، 
برچسب ها : شعر، غزل، حامد بهاروند، نمیفهمند، مونالیزا، عکسه مجسمه، ویولونیست،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 اسفند 1392
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/386/1157699/6767676767.jpg


 چند دقیقه پیش تفالی به حافظ زدم ،برای شب یلدا
که این غزل اومد اومد  ، خیلی حال کردم!



هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هر گز از یاد من آن سرو خرامان نرود

از دماغ من سرگشته خیال دهنت
بجفای فلك و غصه‌ی دوران نرود

در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد سر نكشد وز سر پیمان نرود

هر چه جز بار غمت بر دل مسكین من است
برود از دل من وز دل من آن نرود

آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
كه اگر سر برود از دل و از جان نرود

گر رود از پی خوبان دل من معذور است
درد دارد چه كند از پی درمان نرود

هر كه خواهد كه چو حافظ نشود سر گردان
دل به خوبان ندهد و از پی ایشان نرود






نوع مطلب : همکلاسی، شعر، عکس، 
برچسب ها : شب یلدا، حافظ، تفعل، شعر، غزل، هرگز از یادمن، انار،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 آذر 1392


مهم نیست اكنون زندگی ام چگونه میگذرد ،

عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند !


__ خاطرات من __ پابلو نرودا __



http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/386/1157699/000.jpg




نوع مطلب : تلخ، روانشناسی، عکس، شعر، 
برچسب ها : خاطرات من، لبخند، پابلو نرودا، شعر، پنجره، دختر، عاشق،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 18 آذر 1392


http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/386/1157699/1385334_251424535008335_1274767213_n.jpg



شادی برای تو غم عالم برای من
از ماه های سال، محرم برای من

آوای آسمانی داوود مال تو
خاموشی مقدس مریم برای من

از عشق خود جدایم و جای گلایه نیست
این بود ارث حضرت آدم برای من

بی مهری است رسم محبت برای تو
تنهایی است مونس و همدم برای من

این زخم ها معلم خندیدن من اند
حیرانم از ترحم مرهم برای من

یوسف که نیستم ولی آن بنده ام که هیچ
نگذاشته ست صاحب من کم برای من

بگذار عمر در گذر عشق طی شود
حتی اگر نشد که تو یک دم برای من...


"میلاد عرفان پور"

 





نوع مطلب : تلخ، مذهبی، عکس، شعر، 
برچسب ها : محرم برای من، میلاد عرفان پور، محرم، شادی برای تو، شعر، غزل، غم،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 20 آبان 1392
این شعر رو درغرفه ادبیاتِ  نمایشگاهی که تو دانشکده مون برگزار میشه دیدم
خیلی خوشم اومد...
شعر لری از "مهدی حافظی"


 





مه ایمشو بُنگ هِرو ها دِ سینم

غمِ صد تا پیا خو ها دِ سینم

غَمت سَختهَ وِ خُم آسو مئیرم

تَشِم وقتی بَسوزم جو مئیرم

دِ سَرتا پا میسوزم دی نمیکم

مِه سی دنیا دَسامه ری نمیکم

دِ پا افتامَه نو قه راس میکم

چشاتِه سی گریوه هاس میکم

اَسِر راوَه ، یه خینه مینه چشیام

سَرِ خواوِه بُرینهَ مینهِ چشیام

دِها هر شو  دِ بُنگ هق هقت بام

تَقی بورهَ وِ توقی عاشقت بام

اِ آساره چنو بیمه دُچارت

که چشامهِ نیامه دِ نثارت

مه ایمشو بُنگ هِرو ها دِ سینم

غمِ صد تا پیا خو ها دِ سینم


 





نوع مطلب : تلخ، عکس، شعر، 
برچسب ها : شعر، شعر لری، مه ایمشو، مهدی حافظی، لرستان، نمایشگاه، غم،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 6 آبان 1392



عمرمان گذشت تا باورمان شد
آنچه را که باد برد
ما بودیم
نه برگ های پاییزی..







نوع مطلب : تلخ، شعر، 
برچسب ها : پادشاه فصلها، عمرمان گذشت، پاییز، برگ های پاییزی، شعر پاییزی، عکس، باد،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 17 مهر 1392


http://www.farsnevis.ir/up/2012/12/saaaa.png

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش امدی

با من به جمع مردم تنها خوش امدی

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند

می بینمت برای تماشا خوش امدی

راه نجات از شب گیسوی دوست نیست

ای من! به اخرین شب دنیا خوش امدی....

پایان ماجرای دل و عشق روشن است

ای قایق شکسته به دریا خوش امدی

با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود

منت گذاشتی به سرما خوش امدی

ای "عشق" ای عزیز ترین میهمان عمر

دیر امدی به دیدنم  اما خوش امدی

"فاضل نظری"





نوع مطلب : تلخ، شعر، 
برچسب ها : دیر آمدی، خوش آمدی، دوست، آخرین شب دنیا، فاضل نظری، شعر،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 11 مهر 1392


دِ مخمل آسِمونی سیت میسازِم

 

وا پینهَ سایهَ بونی سیت میسازِم

           

اگر ییِ شُو بویی میهمونِ قلبم

 

دِ سیکِش آشیونی سیت میسازِم


*****************************

مِ بی تو چُولَ بازارِم ، تو بی مِ گرمَ بازارِت

می سازم وا کِساتی اَر، نَچِزنَم داغِ دیدارت

دِ دَس رَتَ قِرارِ دل ، سیا بی روزگارِ  دل

تو ای تَنیا بِهارِ دل، نِیینم زردَ گلزارت

چه پی بُردی وِ آسونی ، بِلا نِیری نَکه دُنی؟

دِ بازارِ خیالاتِم ، مُؤِم هر شُو خریدارِت

اگر مَرغی مُؤِم چَشمه ، اگر باغی مِ پَرچینم

اگر بادی مُؤِم اُوری، اگر دَشتی مُؤِم خارت

بُویی هَر چی مُؤِم باشد ،بُویی هَرجا مُؤِم زی با

مُویی شاهی مِ سَروازم، مُؤِیی خانی مِ پاکارِت

دِرازَ ای مَتَل اِمشو، بَجِمُ دَسی ای ساقی

"عزیزِ" مَسِ مَس تر کو،فِلَک بِفتَ دِ آوارِت



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : غزل لری، شعر زیبا، دوبیتی لری، دِ مخمل آسِمونی سیت میسازِم، شویا، عزیز نادری، لرستان،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 13 خرداد 1392



گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد

روستا از چشمِ من افتاد، دیگر مثلِ قبل
گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد

بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد
دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد

خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد

سوختم آن‌گونه در تب، آه از مادر بپرس
دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد

ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد

                                                                        مرحوم نجمه زارع






نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شعر، نجمه زارع، غزل، شالیزار،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 20 اردیبهشت 1392


میان خاک سر از آسمان در آوردیم

چقدر قُمری بی آشیان در آوردیم

وجب وجب تن این خاک مرده را کندیم

چقدر خاطره ی نیمه جان در آوردیم

چقدر چفیه و پوتین و مهر و انگشتر

چقدر آینه و شمعدان در آوردیم

لبان سوخته ات را شبانه از دل خاک

درست موسم خرما پزان در آوردیم

به زیر خاک به خاکستری رضا بودیم

عجیب بود که آتشفشان در آوردیم

به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت

چقدر از دل سنگت جوان در آوردیم

چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم

زخاک تیره ولی استخوان در آوردیم

شما حماسه سرودید و ما به نام شما

فقط ترانه سرودیم – نان در آوردیم -

برای این که بگوییم با شما بودیم

چقدر از خودمان داستان در آوردیم

به بازی اش نگرفتند و ما چه بازی ها

برای این سر بی خانمان در آوردیم

و آب های جهان تا از آسیاب افتاد

قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم

                                                          سعید بیابانکی





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شعر،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392

           

تاکی به پای حسرت باران بایستیم؟

باچتر درمیان بیابان بایستیم؟

مثل مترسکی همه ناچاروناگزیر

درزیر سایه های کلاغان بایستیم؟

هرفرد میله قفس خالی خود است

تا کی میان این همه زندان بایستیم؟

ای رود سمت آمدنت را نشان بده

رخصت بده کنار درختان بایستیم

 

یک جمعه گفته ای که می آیی، ولی بگو

باید کدام سمت خیابان بایستیم؟!

                                              نیما فرقه





نوع مطلب : عکس، شعر، 
برچسب ها : شعر،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 اسفند 1391
آهنگ شنیدنی و دلنشین «نازارم 2»یا«توز سر ره» ازآلبوم هچایه استاد ایرج رحمان پور به همراه متن ترانه رو براتون گذاشتم که میتونید دانلود کنید،امیدوارم که خوشتون بیاد .






                                    
     http://zibasazweb.persiangig.com/icon/6.dl.png                             




ترانه:


شویا بی اَساره چشیاته ناره


تاریكی و ظُلمو،  رَیا نادیاره

توزِ سرِ رَ گوت نازارم،ها می ری دِ دسم


چِنو بَرز چِنو دیر ، عزیزم وِه تو نمی رَسم

خاو خوش وِخیالم، نازارم بونِ ویر دنیام

گوتم هیسی و هیسِم عزیزم وات مووِم دِ دردیام

تا چش بسم وا كردم عزیزم، نه تو بیی و نه دنیا مه تنیا

توز سر رَیا گوت نازارم مِه پاپَتی می مونم و رَیا

شویا بی اَساره چشیاته ناره

ته ریكی و ظُلمو،  رَیا نادیاره

نَه تاو گوتِنم هی نه سرِ اشاره ،نه دلی كه بسوزیه خَوِری بیاره

چی زمین هوشكی كه بیه فراموش نِمیایه اوری كه نَمی بَواره



                                                                                                               
                                                                                                          



نوع مطلب : دانلود، آهنگ، شعر، 
برچسب ها : آهنگ، شعر، لری، لرستان، دانلود، نازارم، استاد رحمانپور،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 اسفند 1391

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد


خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!


.....................................................


از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند

پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند


......................................................


بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال، وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست


برای دیدن بقیه شعرها به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شعر،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 اسفند 1391





پیوند روزانه
Online User
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Click Here To Navigate